X
تبلیغات
رایتل

لطیفه های من

دزد

دزدی با تفنگ به خانه ای رفت .مهمان ها جیغ زدند ودستهایشان را بالا بردند.

دزد گفت : زود باشید ....هرکس بگوید چه چیز به دردبخوری دارد .... پول ... جواهرات ....(سرفه ای کرد).... طلا .

گیرمردی گفت : من سومی را دارم هرچقدر بخواهی برایت سرفه می کنم!